تبليغاتX
فقط عشق است پرسپولیس


فقط عشق است پرسپولیس

وقتی زور جامه تقوا میپوشد بزرگترین فاجعه در تاریخ رخ میدهد

پرسپــولیس زلزله محبوب هر چی دله

گفــــتن این شعــــارا راستی چقـــدر خوشگــــله

دنیــــای ما قرمـــزه قرمــــز آتشیـــــنه

دوســــت داشتن قرمـزا راستی که دلنـــشینــــــه

پرسپولیس زلزله محبوب هر چی دلــه

تو فکـــــرشون نبودن راستی چقدر مشـــــــــــکله

محبـــــتو یه رنگــــی مرامشـــون همینه

هــــــــــــــواداری اونـــــها اول و آخـــــــــــرینـــــــه

پرسپولیـس زلزله محبوب هر چی دله

هــــر بازیــــــکن توی تــــیم  یـه عاشــق کامــــله

هـوادارای این تیم عاشق تیمشونـــن

این جوری دوست داشتنا راستی چقدر شیـرینه

محبــــت قرمزا چقدر به دل میشیــــنه

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 11:21 توسط سمیه خانم| |

وای ...وای ...وای! با چه مردمی معاصریم ما.

کجا رفت میثم ؟ علیرضا را چه شد ؟ کجاست نازنین ؟ چه بر سر باربد آمد ؟

خدایا این چه دردی بود که به جان پرسپولیس افتاد ؟

این چه بغضی بود که سر تا پای عمرم را حسرت پاشید؟ این چه سرنوشتی بود ؟

باربد 11 ساله مبتلا به سرطان و عشق احمدرضا !!

علیرضا و صندلی چرخدار و تومور مغزی و مهدی هاشمی نسب !!

میثم و جایگاه 36 و ایست قلبی !!

نازنین و ناراحتی قلبی و بهروز رهبری فرد !!

کجا رفتند این عاشقان واقعی ؟ کجا رفتند هواداران ؟

محض رضای خدا کاری بکن! این حرفها چیست که اینور و آنور ردیف می کنند ؟ این کارها چیست !؟

از توی پرسپولیسی بعید است این کارها ! نیست ؟

ما را چه به قیمت گذاشتن و تشویق تیم های بیگانه و پول گرفتن و این حرفها ؟

ما را چه به حراج عشق و تعصب و عاطفه ؟

ما را چه به بی وفایی ؟

ما که با هم از این قراردادها نداشتیم ! داشتیم !؟

این حنجره را قرار بود به پای پرسپولیس و فریاد اول بشی، آخر بشی دوستت داریم بریزیم !

قرار بود این دستها فقط پرچم سرخ و سپید پرسپولیس را در بهت شهر به شهر ایران تا ملکوت عشق بازی، بازی دهند !!

قرار بود جوری عاشق باشیم که دنیا بلرزد !

قرار بود دستهای آسمان شور نیاز و دلدادگی را تا جایی ادامه بدهیم که مجنون را با ما عیار بزنند نه ما را با او !

قرار بود شاگرد اول درس تعصب باشیم !

قرار بود اگر سهم دردهای پرسپولیس بر سایه نگاهامان نیفتاد لااقل دردهایش را زیادتر نکنیم !

این فقط پروین ها و بهزادی ها و کلانی ها و پیوس ها و عزیزاصلی ها نیستند که دارند تمام می شوند.

انگار علیرضاها و آناهیتاها و باربدها و میثم ها و نازنین ها هم خیال تمام شدن دارند !؟

هوادار کاری بکن !

من که نوشته بودم تو !! تمام دار و ندار پرسپولیسی !!! التماست می کنم، التماست می کنم خودت را از پرسپولیس نگیر !! پرسپولیس را اینطور بی پناه نکن ! اینطور بی اعتبار نکن !! خواهش می کنم.

فرهادها و مجنون ها بی دلیل و خود به خود ساخته نمی شوند این من و توییم که آنها را می سازیم !! لیدرهای سرخ ! دو آتیشه های سرخ ، بوقچی های سرخ ، یا درست تر اینکه آقایان و خانمهای سرخ !! امتحان، امتحان شماست ! وقت اثبات عــشــق ! زمان ساختن بی ستون! زمان خنده بر قراردادهای رنگی ! گیریم که بازیکنان را رنگ بی تعصبی و هزاری زدند ما را که نمی توانند !!

می توانند؟؟؟

نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 14:2 توسط سمیه خانم| |


شش سال شب و روز اشک ریختیم و التماس کردیم و شب را تا صبح با آیه های سبز قرآن خلوت کردیم و دست به دامان پروردگار شدیم؛ تا شد، تا بالاخره شد آنچه که شش سال آرزویش را داشتیم و برایش دست به دامان همه شده بودیم؛ تا دوباره عدد مقدس شش به یاری مان آمد و بعد از شش سال دوباره سرخی برگشت به تیم رنگ باخته سرخ ها.

رنگ سرخی برگشت، آزادی سراسر سرخ شد. کسی به بردن فکر نمی کرد، کل کل ها بر سر تعداد گل ها بود نه بر سر برد و باخت و تساوی.

دیگر کبوتر قهرمانی خودش می دانست که باید کجا بنشیند، دیگر نرفت روی نت به نت خواب آبی ها و شهرستانی ها؛ خودش آمد و نشست روی شانه های سرخ پوشان متعصبی که همه هم قسم شده بودند برای فتح، بعد از شش سال جا ماندن و شد.

کسر شش امتیاز یادتان هست؟ قهرمانی با کسر شش امتیاز، از عسل هم شیرین تر بود:

شش امتیاز کم بشه                   بازم قهرمان میشه

هیچ سرخ دلی یادش نمی رود پایان دراماتیک لیگ هفتم را، هیچ عاشقی 28/اردیبهشت/1387 را فراموش نمی کند، مگر می شود دقیقه 96 و سپهر سر طلایی را فراموش کرد؟!

همه چیز شیرین شیرین بود، شاید خواب بود یک خواب شیرین و کوتاه! کاش هیچ وقت بیدار نمی شدیم.

خواب شیرین شد کابوس وقتی زمزمه های رفتن شروع شد، وقتی حاج حبیب آرام پرسپولیسی و به قول بعضی ها سیاسی آواز جدایی سر داد؛ آخ که چه کردند با این مرد محجوب و محبوب سرخدل، حاج حبیب که رفت یک به یک لانه شقایق های سرخ هم خالی شد.

وای که چه کسی رفت و چه کسی آمد به جایش! یک عاشق سرخ دل رفت و یک...! نمی دانم چه بگویم که حتی زبان گفتنش هم نیست.

یکهو همه چیز زیر و رو شد!

امپراطور عاشق، امپراطور سرخ، امپراطور قهرمان رفت و افشین قطبی برگشت، او حتی افشین قطبی اول فصل رویایی مان هم نبود چه برسد به امپراطور!

یادش بخیر، تمام آزادی یکصدا، صدایش می کردند:

افشین امپراطور                   چشم حسوداشم کور

انگار برق سبز هزاری ها چشم های او را هم کور کرده بود، خدا می داند و خودش که چرا آمد و چرا رفت!

بازیکنان مان هم دیگر هم قسمان فصل پیش نیستند، شما دیگر چرا؟

هم قسم شده اید برای آسیا؟! با این هماهنگی و تعصب؟!

باز هم دم باقری و کریمی و نیکبخت گرم، بقیه که یادشان رفته کجا بازی می کنند و تن پوششان چه رنگیست.

هرکس نداند ما که میدانیم این بی حرمتی ها و بی تعصبی ها و بی رنگی ها از کجای این سیاست بی پدر و مادر آب می خورد.

هرکس نداند قلب های سرخ و عاشق که می دانند این تیشه به ریشه زنان کجا ها نشسته اند و عین خیالشان نیست.

کاش حداقل خودی نبودند و ادعا نداشتند؛ نمک خوردن و نمکدان شکستن؟؟؟!!!

بی حرمتی بس است، تو را به خدا دست از سرمان بردارید که دیگر توان شکستن نداریم؛ تو را به خدا تنها بگذارید عشق مشترک میلیونها سرخ دل را.

آخر نمی شوند ساکت ماند، نمی شود سوخت و ساخت و حرفی نزد.

هوادار تو کاری بکن، دست روی دست نگذار.

به امید که نشستی؟؟ به امید آبی دلی قرمز پوش؟!!

تو برخیز، تو فریاد کن، تو نگذار دوباره فخر فروشی برود و بپیوندد به تاریخچه باشگاه!

 

من اگـر بـرخــیـزم

    تـــو اگر بـرخـــیـــزی

        همــه بـر می خیــزنــد

             مــن اگـــر بنــــشـــینـم

                  تـــو اگـــر بنـــشـینــــی

                      چـــه کســی بــرخــیــزد؟!

نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 10:16 توسط سمیه خانم| |

كريمى كاپيتان شد
على كريمى در غياب كريم باقرى كه به دليل سه اخطاره بودن در بازى حضور نداشت بازوبند كاپيتانى قرمزپوشان را بر بازوان خود ديد، البته بعد از تعويض كريمى، حسين بادامكى اين مسئوليت را عهده دار شد.جلسه كادر فنى پرسپوليس در هتل
جلسه كادر فنى پرسپوليس روز جمعه شب در هتل محل اقامت اين تيم برگزار شد. در اين جلسه ۲ فيلم از بازى تيم فوتبال پاس همدان آناليز شد و افشين پيروانى در خصوص نقاط ضعف و قوت پاس با تك تك بازيكنان گفت وگو كرد.ايوان پترويچ به همدان نرفت
ايوان پترويچ كه به دليل مصدوميت نمى توانست پرسپوليسى ها را همراهى كند قرار بود صبح ديروز عازم همدان شود اما به دليل پيگيرى فيزيوتراپى، پروازش به همدان در دقيقه ۹۰ لغو شد.جاى خالى خوردبين روى نيمكت
محمود خوردبين كه به عنوان سرپرست، تيم پرسپوليس را در همدان همراهى نمى كرد قرار بود مرتضى ضرابى مسئوليت او را در اين بازى عهده دار شود و در جلسه هماهنگى پيش از مسابقه كارت ويژه او صادر و هماهنگى لازم به عمل آمد اما از طرف سازمان ليگ و مسئولين برگزارى مسابقات ليگ برتر با نشستن او روى نيمكت مخالفت شد.تجمع پشت درهاى بسته
شمار زيادى از تماشاگران به دليل پر شدن ظرفيت ورزشگاه پشت درهاى بسته تجمع كردند. نكته جالب در اين زمينه كه در دقيقه ۵۶ و با وساطت كاظم اوليايى درهاى ورزشگاه باز شد و عده زيادى از تماشاگران وارد ورزشگاه شدند و جمعيتى اضافه بر ظرفيت در ورزشگاه قرار گرفت كه همين مورد باعث ايجاد بى نظمى در محيط ورزشگاه شد.محمد علوى با شماره ۵۵
محمد علوى، بازيكن تيم پاس كه هميشه با شماره ۱۵ بازى مى كرد در اين مسابقه به دليل اينكه جوزف اديشون اين پيراهن را به تن داشت مجبور شد با پيراهنى كه شماره ۵۵ بر پشت آن حك شده بود بازى كند.درگيرى بازيكنان پرسپوليس و پاس همدان
در دقايق پايانى مسابقه حركت خطاى اميد خورج بر روى عليرضا حقيقى باعث ايجاد درگيرى بين بازيكنان ۲ تيم شد كه رحمان رضايى و مازيار زارع بشدت به اين حركت واكنش نشان دادند. اميد خورج به دليل اين خطا و دريافت كارت زرد دوم از زمين مسابقه اخراج شد.اولين حضور رحمان در ليگ برتر
رحمان رضايى، مدافع تيم پرسپوليس تهران براى نخستين بار پس از بازگشت به ليگ برتر از دقيقه نخست اين مسابقه در تركيب تيم پرسپوليس حضور داشت.صميميت در ميان سياه پوستان ۲ تيم
بعد از پايان مسابقه، ابراهيم توره از پرسپوليس و جوزف اديشون با يكديگر گفت وگويى صميمى انجام دادند و لباس هايشان را با يكديگر تعويض نمودند.بدقولى پاسى ها
تيم پاس همدان وعده داده بود كه با تهيه يك دستگاه اتوبوس در مقابل ورزشگاه دستگردى خبرنگاران و عكاسانى كه خواهان حضور در ورزشگاه قدس هستند را به همدان ببرد اما بدقولى پاسى ها مانع اين امر شد و خبرنگاران و عكاسان خودشان را با وسيله شخصى به همدان رساندند.

085068.jpg


گفت وگوى صميمى در ميان اعضاى تيم ها
پيش از شروع مسابقه، على كريمى با منصور پورحيدرى و نيكبخت با وينكو بگوويچ گفت وگوى كوتاه و صميمى را انجام دادند ضمن اينكه محمد علوى و جواد شيرزاد با رفتن به طرف پيروانى از او رخصت گرفتند.عليرضا حقيقى و مامانى هم دقايق كوتاهى خوش و بش كردند.اعتراض آركينوف به تعويض
شهباز آركينوف كه در نيمه دوم تعويض شد به نشانه اعتراض به سمت بازيكن جايگزين نرفت و مستقيم راهى رختكن شد و بر روى نيمكت قرار نگرفت.حواشى كوتاه
بازى با ۳ دقيقه تأخير آغاز و پيش از مسابقه مراسمى جهت عيد غدير برگزار شد. تيم پاس همدان براى اولين بار در اين ورزشگاه بازى را از سمت راست آغاز كرد. ۱۵۰۰ تماشاگر پرسپوليسى از نزديك تيم محبوبشان را تشويق كردند.غايبان پرسپوليس در بازى با ملوان
مازيار زارع و على كريمى به دليل ۳ اخطاره شدن در اين مسابقه قادر به همراهى تيمشان در بازى با ملوان نيستند و اين كار را براى پرسپوليس كه ۲ مهره اصلى را نخواهد داشت، سخت مى كند.كريم باقرى در جايگاه
كريم باقرى كه به دليل ۳ اخطاره بودن در بازى حضور نداشت از جايگاه ويژه نظاره گر بازى تيمش بود.جلوگيرى از ورود ۲ ليدر اصلى پاس به استاديوم
مسئولان ورزشگاه قدس همدان براى اينكه از حواشى احتمالى ديدار پاس مقابل پرسپوليس جلوگيرى كنند از ورود ۲ تن از ليدرهاى اصلى پاس به ورزشگاه همدان جلوگيرى كردند. گويا اين ليدرها در گذشته مشكلاتى را ايجاد كرده بودند.تجمع هواداران و مشكلات براى بازيكنان
تجمع هواداران پرسپوليس مقابل هتل بوعلى باعث شد بازيكنان اين تيم نتوانند به راحتى از هتل محل اقامت خارج شوند. بعد از دقايقى با حمايت نيروى انتظامى اتوبوس بازيكنان از هتل خارج و راهى استاديوم قدس شد.بازيكنان پاس روى سكو منصور احمدزاده، مصطفى چترآبگون و محمد اسماعيل نظرى ۳ بازيكن تيم پاس از روى سكو بازى را نگاه كردند.عابدزاده تشويق شد
احمدرضا عابدزاده، مربى دروازه بان هاى پرسپوليس قبل از شروع مسابقه كه براى گرم كردن دروازه بان تيم به زمين مسابقه آمده بود بشدت از سوى تماشاگران پاس و پرسپوليس مورد تشويق قرار گرفت.فروش بليت ۱۵ هزار تومانى
در ديدار تيم هاى پرسپوليس و پاس به مانند ديدار فصل گذشته شاهد شكل گيرى بازار سياه در محوطه بيرونى ورزشگاه قدس همدان بوديم. شمارى از تماشاگران براى ورود به داخل ورزشگاه بليت هاى ۱۰ تا ۱۵ هزار تومانى خريدارى كردند.پاداش به پاس پيروزى
بازيكنان تيم فوتبال پرسپوليس بابت برد مقابل پاس همدان ۴۰۰ هزار تومان پاداش مى گيرند. مسئولين پرسپوليس قول داده اند در اولين تمرين پرسپوليس اين پاداش را به بازيكنان پرداخت نمايند.بگوويچ نيامد
خبرنگاران حاضر در كنفرانس خبرى كه بعد از اتمام بازى پاس و پرسپوليس به انتظار سرمربى تيم پاس بودند پس از اينكه اين مربى حاضر نشد در كنفرانس شركت داشته باشد اين جلسه را ترك كردند.سنگ اندازى تماشاگران به طرف منصورى
محمد منصورى، هافبك تيم پرسپوليس به هنگام ورود به زمين با سنگ اندازى تماشاگران حاضر در ورزشگاه روبه رو كه همين موضوع با ناراحتى على كريمى هم همراه شد. بازيكنان و كادر فنى پاس با ديدن اين صحنه از تماشاگران خواستند تا به اين كار پايان دهند. نكته جالب اينكه منصورى كه اين حركت تماشاگران برايش بدون توجيه بود به سمت آنها رفت و دليل اين كار را از آنها خواستار شد.تلاش باقرى براى نشستن روى نيمكت
كريم باقرى كه به دليل ۳ اخطاره بودن نمى توانست در اين مسابقه پرسپوليس را همراهى كند پيش از مسابقه تلاش فراوانى را كرد تا بتواند در اين مسابقه بر روى نيمكت قرمزپوشان بنشيند و در اين زمينه با ناظر فدراسيون هم صحبت هايى كرد اما در نهايت با مخالفت او روبه رو شد .


نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 17:46 توسط آرش جان| |

 ساعت کوچک قرمز رنگ پیش رویم صدا میکند: تیک تیک!

و نگاه سرد و ماتم را پاسخ می دهد: تیک تیک تیک!

چند روز گذشته؟ چند ساعت؟ چند دقیقه؟! مثل رویا می ماند!

از آخرین باری که با عشق از خنده ات خندیدیم؟! چقدر می گذرد؟

ساعت جواب می دهد: تیک تیک تیک!!

عاقبت من، عاقبت تو، عاقبت هواداران چه می شود پرسپولیس؟

و دوباره آن ندای طلایی که مدتهاست به امیدش شب را به روز گره میزنیم می شنویم؟

نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 23:46 توسط سمیه خانم| |

 

 حال که خوب می اندیشم می نگرم چه بد مردمانی هستیم ما ، که اینچنین دودمان خویش را بدست بادهای وحشی می سپاریم . چشمانمان را بر شکوه و عظمت بزرگ مردان تاریخ می بندیم تا بلکه همچون خفه کن اسلحه ، زبان وجدان خویش را بسته نگاه داریم . اما آیا می توانیم دل هایمان را نیز به این کار فرمان دهیم ؟

 تنها کافی است مسافتی در حدود چشمان تا قلبهایمان را بپیماییم  تا جواب سوال را دریابیم . بی شک چنان تصویر روشن و آشکاری نظاره خواهیم کرد که خود را از کردههایمان مجنون خواهیم پنداشت .

 وطن پرستانی چون کوروش و داریوش و نادر و آریوبرزن و ... را نمی شناسیم لکن مجسمه های افراطیون مذهبی را بر روی سرمان می گذاریم و روزی هزاران بار بوسه بارانشان می کنیم . به آثار این بزرگان تاریخ که خود اعتباری هستند برای این مرز و بوم بی اعتنایی می کنیم اما در هفته پنج مرتبه بر سر قبر انواع و اقسام آدم هایی می رویم که خود را امامزاده نامیده اند . غافل از اینکه مگر امامزاده بودن به معنای انسان پاک بودن است ولو اینکه مگر برادر امام یازدهم آدم بد سرشتی نبود با اینکه هم پسر امام بود هم برادر یک امام دیگر . حال بحث ما سر این موضوع نیست .

 شهریار بلامنازع تاریخ ، داریوش شاه شاهان در کتیبه ای که در پارسه بر جای گذاشت نفرین کرد کسانی را که بر این اعجوبه ی تاریخ صدمه بزنند . همچنین آنانی که نام این بنا را از یاد ببرند .

((اگر این را پنهان کنی ، به مردم نگوئی ، اهورامزدا تو را بکشد و دودمان ترا پایدار ندارد))((تو که در آینده این کتیبه را ببینی ، که من نوشتم یا این پیکره ها را ، مباد بر کنی ، تا اینگونه که هستند ، این چنین شان محافظت کن))

 پرسپولیس یعنی تاریخ ایران زمین ، یعنی وجود ایرانی ، یعنی داریوش ، یعنی خشایار ، یعنی ایران ... اگر اسکندر پرسپولیس را به اتش کشید هرگز نتوانست نام ان را از زبان ایرانی  بر بیاندازد اما نظاره گر باشید که چگونه افراط در مذهب دارد ما را بی غیرت می کند . مردم بدانید آنهایی که هم اکنون بر صندلی ریاست این کشور تکیه داده اند ، آنهایی که خود را پدر این ملت می نامند ، آنهایی که خود را کله گنده های این دیار می دانند ؛ همان هایی هستند که هزار و چهار صد سال پیش فرهنگ و تمدن و علم و از همه مهمتر ناموس ما را به یغما بردند . آنها همان هایی هستند که قدرت و شکوه ایرانی را گرفتند و به نام خود ثبت کردند . آنها همانهایی هستند که بیش از یک هزاره است دارند میکوشند تا حس ناسیونالیستی ایرانی را کن فیکون کنند . و حال به شیوه ایی دیگر .

  میگویند نام این تیم چند دهه است که پیروزی است . کی و چه زمانی این نام تغییر یافته است که ما بی خبر ماندیم . پژوهشگر میاورند که بگوید پرسپولیس به زبان غربی یعنی خدای ویرانگری و نابودی . در فرهنگ لغات کدام کشور پرسپولیس یعنی ویرانگر . یونانیان این نام را بر بنای پارسه گذاشتند که معنای نگهبان پارس را می داد ( پرس به معنای شهر پارس یا ایران می باشد و پولیس هم معنای نگهبان را می دهد چراکه مجسمه های این بنا به حالت نگهبانان است ) پشت هر عملی سیاستی نهفته است و طبیعتاً پشت این تغییر نام پرسپولیس هم بی شک افراطیون مذهبی و دشمنان ناسیونالیست ایرانی همچون روباه هایی مکار و حیله گر ایستاده اند . احمقانه است اگر این موضوع را بخواهیم به رنگی بودن مسئولین ارتباط دهیم . این تغییر نام اگر بزرگ تر قرارداد ترکمانچای  و هرات نباشد بی شک کوچک تر نیست . آنها خاک ایران را خیرات کردند و اینان تعصب و غیرت ایرانی را . گرچه اسم این خیرات نیست بلکه انهدام است . انهدامی بس سهمگین .

 گرچه از این بی وجودان بیش از این هم انتظار نمی رود . اینان بارها بیش از این کرده بودند . اینان مولوی را به ترکیه دادند و فردوسی را به آذربایجان بخشیدند . در حالی که مولوی و فردوسی  حتی یک بیت هم شعر به زبان ترکی نسرودند . از این اتفاق اینان نه که متاثر نشدند بلکه مسرور هم گشتند چرا که فردوسی نام شاهنامه را بر تحفه بی مانند خویش نهاده بود و مولوی از باده و ساقی و جام سخن به میان آورده بود . اینان بی سوادانی هستند که سالهاست می کوشند نام شاهنامه را به امامنامه مبدل کنند . اینان بی خردانی هستند که 20 سال تمام مثنوی معنوی را به اتش کشیدند و آن را تحریم کردند . اینان نظامی را آدمی سرخوش و لاابل پنداشتند که زندگی را غرق در عشق و شهوت می پنداشته است . اینان بی کسانی هستند که نادر شاه را آدمی ستیزه جو نام نهادند غافل از اینکه او خودش را فدای کشورش کرد . اینان بی ناموسانی هستند که خسرو پرویز را شاه خود پرست و کافر دانستند غافل از اینکه خسرو پرویز وطن پرستی بود که نمی توانست ندیده و نشنیده دین بیابانگرانی را بپذیرد که سالها سنگ و چوب پرستیده اند . ای کاش کاتبی که  پاره کردن نامه پیامبر را توسط خسرو پرویز شاه ایران دیده و نوشته بود ، اشک های او را هم که در هنگام مرگ همسان خونش سرازیر می گشت می دید و می نوشت .

 با تمام این کارها و هزاران کار دیگر هنوز هم حس وطن پرستی در خون ایرانیان اصیل درجریان است ، اگرچه هنوز فرصت خروشیدن نرسیده است اما تاریخ نشان داده است که ایرانی سر می دهد لکن ظلم و ستم را نمی پذیرد . گرچه گفتار زیبای دکتر فرای ذهنم را بسان موریانه ای می خورد که گفت : (( تاریخ ایران با اسلام تمام شد و تاریخ عرب با اسلام آغاز))

 اما بدانید که من هم همچون تمام ایرانیان هنوز حس ناسیونالیستی خود را نگه داشته ام و به مانند همه نخواهم گذاشت که حرف شهریار جهان داریوش بزرگ روی زمین بماند و نام پرسپولیس در گوشه مخیله ایرانی خاک بخورد و فراموش شود .  

 تا ایران و ایرانی هست پرسپولیس هم هست و این نام هرگز نخواهد مرد . زیرا وطن پرستانی ایرانی نگهبانان این نامند .

(هوادار با غیرت ... حمایت حمایت)

بر گرفته از وبلاگ:

http://www.winner-9.blogfa.com

نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 16:33 توسط سمیه خانم| |

جمعه ۱/۶/۸۷ ساعت ۱۱:۳۵

نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 18:22 توسط آرش جان| |

سلام به همه برو بچ گل پرسپولیسی

 

قربون همتون  ، دلم براتون تنگ شده بود مخصوصا" واسه سمیه خانم گل خودمون

 

تبریک میگم ...برد اول خیلی مهم بود ،ایشاللا  میریم واسه یه قهرمانی این دفعه با همون ۷۵ امتیازی که امپراطور قولش رو داده بود

 

من این بازی استادیوم بودم واقعا" جو عالیه .همه از تیم حمایت میکنن

 

فقط من از یه چیز خیلی خیلی ناراحتم اونم یه بازیکنه.....

 

حسین بادامکی ! یه بازیکن تنبل که فقط تو زمین راه میره ،نه میتونه درست سانتر  کنه، نه دریبل زدن بلده......

 

حرص بیشترم از اینه که شماره ۷ رو دادن بهش......

 

شماره سلطان پرسپولیس رو...شماره ای که حمید استیلی با اینکه خود سلطان اجازه رو بهش

 داده بود روش نشد بپوشه. شماره ای که حامد کاویانپور (ایشاللا هر جا هست همیشه موفق باشه) که همه میدونیم جقدر واسه هوادارا عزیزه و جقدر عالی بود تو زمین ، فقط یه بازی اونم تو آسیا تنش کرد...

 

واقعا" محمد اشتباه بزرگی کرد و شاید بشه گفت یه خیانت به ۷ تاریخی ، به سلطان کرد امیدوارم زودتر این مشکل هم حل بشه و ۷ رو به کسی بدن که لیاقت داشته باشه و تعصب!

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 13:13 توسط امیر جان| |


نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 19:59 توسط آرش جان| |

سلام بر دوستان گل خودم.

 

دوباره لیگ و تب و تاب و التهاب و اضطراب شروع شد؛‌ دوباره ثانیه شماری و التهاب واسه بازیها شروع شد؛‌ دوباره حرص خوردن و از شادی جیغ زدن و از خوشحالی اشک ریختن و ضربان قلب گریه واسه باختن شروع شد؛ دوباره دست به دامن آب و آیینه و هر چه که به دستمون بیاد شروع شد و وای که من چقدر اینها رو دوست دارم؛ حتی اون گریه ای که واسه باختن می کنیم.

 

دیروز هشتمین دوره لیگ استارت خورد و تیم قهرمان لیگ رو افتتاح کرد.

 

مطمئنا همتون بازی رو دیدید و خیلی خیلی خوشحالم که قدم اول محکم برداشته شد محکم محکم.

 

و اما بازی؛ بازی قشنگی بود اما عالی نبود؛ بازی که خیلی مهم بود؛ مهم بود چون علی دایی تیم مقابل رو بسته بود، مهم بود چون 2تا از رکن های اصلی پرسپولیس تو فصل قبل رفته بودن سایپا، مهم بود چون بازی افتتاحیه بود، مهم بود چون اولین بازی بود.

 

 

 

چقدر دلم گرفت وقتی حسین و عباس رو با تن پوش نارنجی دیدم، چقدر دلم گرفت وقتی عباس رو، رو نیمکت دیدم و چقدر خوشحال شدم وقتی میرزاپور رو تو دروازه سایپا دیدم.

 

به قول بچه ها:‌ " دروازه بان نداشتن    میرزاپورو گذاشتن "

 

و اما بچه های خودمون:

با اینکه توپ های خیلی خطرناکی نیومد سمت چارچوب اما عملکرد میثاق قابل قبول بود. بی دلیل نیست که آقا عابدزاده میگه: "ما 3 تا دروازه بان عالی داریم." میثاق نمونه ش بود یه نمونه کوچیک.

 

 

بازی اول بود و برای قضاوت خیلی زوده اما به نظر من حسین بادامکی دیگه اون بازیکن 2فصل قبل نیست،‌ بازیکنی که تمام سانترهاش نا امید کننده بود و تمام پاس هاش اشتباه،‌ تازه آقا تن پوش 7 رو هم تنش کرده (عجب اعتماد به نفسی)

 

الان وقتشه که اون چیزی که توی دلم مونده رو بگم، الان وقتشه بگم که چه اشتباهی کرد محمد پروین، تک پسر اسطوره ایران و سلطان پرسپولیس. این تن پوش مال تو بود محمد، مال تو، تن پوشی که هیچکس طی این چند سال نتونست تنش کنه‌ چون لیاقتشو نداشت، چون مال سلطان بود، اما تو چه کردی با این تن پوش، تن پوشی که حتی حمید استیلی هم نتونست بپوشش، تن پوشی که همه منتظر بودن بعد سلطان تو تنه تک پسر سلطان ببیننش. اما چی شد؟ رفت تن کی؟ تن کسی که نصف پرسپولیسی ها قبولش ندارن،‌ چه کردی با تن پوش بایگانی شده ی سلطان، محمد. به خدا قسم که خیلی ارزشش رو اووردی پایین. خیلی از دستت ناراحتم اما چه کنم که عزیز دلی، هرجا که هستی عزیزی و پسر سلطان و این رو مطمئنم که این تن پوش یه روزی تنه خودته.

 

خوب برگردیم به تیم، واااااااااااااااای آخه کی باورش میشه که کریم باقری 34 سالشه، از یه فوتبالیست 24 ساله هم عالی تره، الحق که بهترین بازیکنه لیگه.

 

بازیکن های جدید هم به نسبت اولین بازی خوب بودم، مازیار که وسط رو کاملا بسته بود، شیری خوب کار کرد، ایوان واقعا عالی بود، منصوری با اینکه آخرای بازی اومد ولی عالی بود و اما محمد که به قول امیر به وضوح اضطراب داشت و اضطراب کاملا تو چهره ش مشهود بود و البته حق هم داشت، ناسلامتی داشت تو آزادی بازی می کرد و جلوی اون همه هوادار.

 

راستی گل پژمان هم خیلی خیلی قشنگ و به قول افشین خان: " بین المللی" بود.

 

 

 

خوشحالم که بازی اول رو بردیم و لیگ رو مثل فصل قبل با پیروزی شروع کردیم و امیدوارم که مثل فصل قبل هم با پیروزی و قهرمانی تمومش کنیم.

 

قربونه همتون؛ یا حق.

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 19:0 توسط سمیه خانم| |

سلام خدمت همه پرسپولیسی های گل

امروز میخوام براتون آهنگ پرسپولیس که خواننده ای به اسم هیتلر ( به سبک رپ ) خونده براتون بذارم تا دانلود کنید

هیتلر - پرسپولیس

نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 9:41 توسط آرش جان| |

 

 

 پایان دراماتیك لیگ برتر یك فیلم تمام عیار هالیوودی بود، وقتی همه ناامید می‌شوند و در لحظه آخر آن معجزه پیش می‌آید، در ورزشگاه آزادی خبری از رعد و برق و تكنیك‌های خاص فیلم‌های آمریكایی نبود بلكه یك ضربه حساب شده از سوی سپهر حیدری در آخرین دقیقه وقت‌های اضافه جام را از نزدیكی اصفهان برگرداند تا افشین قطبی روی سریر امپراتوری خود باقی بماند. نبرد سپاهان و پرسپولیس چند چهره ویژه داشت؛ كریم باقری كه دو پاس گل داد و در تمام لحظات بازی در نقش یك لیدر كامل پرسپولیس را به جلو راند.نقش شماره ۶ در گام‌به‌گام نزدیك شدن قرمزها به جام و در نهایت تصاحب آن غیرقابل كتمان بود.

 

هادی عقیلی در تركیب سپاهان همه توپ‌ها را زد. فقط یك‌بار عقیلی برای زدن ضربه سر كوتاهی كرد و همان ضربه تكلیف همه چیز را رقم زد. احسان حاج‌صفی كه باز هم نشان داد ستاره بی‌بدلیل امروز فوتبال ماست. حسین كاظمی كه نبض میانه میدان را در دست داشت و خیلی از ستاره‌های دیگر اما یك برنده محض هم فینال لیگ داشت؛ افشین قطبی مرد بیگانه ابتدای فصل حالا آشناترین چهره قرمزها در تمام فصل است و اكثریت آنهایی كه با گل سپهر حیدری روی ابرها قدم می‌زدند به خاطر قطبی و البته فشارهایی كه او متحمل شد خوشحال بودند.

 

اما باید از بازنده بزرگ لیگ هم حرف زد. هیثم كاظم عراقی روی اصرار دیوانه‌كننده ویرا به سپاهان آ‌مد و بدترین نمایش را ارائه كرد. نمایشی كه با یك خطای بی‌مورد كامل شد و همان خطا تمام معادلات قهرمانی را از سمت سپاهان روگردان و به سوی پرسپولیس نشانه رفت.


دوئل لیگ به نفع پرسپولیس تمام شد اما باید منتظر انتقادهای كر كننده ساكت هم ماند. مدیرعامل سپاهان قطعا نسبت به اعلام هفت دقیقه وقت اضافه معترض خواهد شد اما بازی فینال یك چهره ویژه هم داشت؛ سعید مظفری‌زاده كه نشان داد بی‌دلیل به عنوان قاضی میدان انتخاب نشده است. خطایی كه او از هیثم كاظم گرفت اوج شاهكارش بود. هرچند پس از گل دوم او هم در جو ورزشگاه غرق شد و نفهمید كه كارت‌های رنگی‌اش افتاده.


حالا فوتبال ایران صاحب داوری شده است كه می‌توان به انتظار روزهای طلایی‌اش نشست و برایش دعا كرد.

 

پایان عصر ساكت در غروب تراژیك اردیبهشت ماه می‌تواند پیامدهای وحشتناكی داشته باشد، ‌سپاهان در لیگ قهرمانان آسیا و لیگ برتر ناكام ماند تا زمان ثابت كند كه با خیال راحت از دست دادن لوكا چقدر اشتباه بوده.

 

محسن خلیلی هم در این قهرمانی نقش داشت، پرسپولیس استارت قهرمانی را از روزی زد كه پس از مدت‌ها خاكستر گلزنی شماره ۹ شعله‌ور شد؛ خلیلی بی‌وقفه برای پرسپولیس گل زد و در این زمان و هنگامه چاره‌ای جز قهرمانی برای پرسپولیس وجود داشت؟


تراژدی استقلال مثلث علی فتح‌اللـه‌زاده، ناصر حجازی و فیروز كریمی یك فصل رعب‌آور را برای هواداران استقلال رقم زدند. فصلی كه در طول تاریخ باشگاه نظیر نداشت. وقتی در آبادان هم سناریوی شكست‌های آبی‌پوشان بدون هیچ تغییر و كم و كاستی به منصه ظهور گذاشته شد همه برای سرمربی بعدی تاسف خوردند، مردی كه وارث یك بنیان ویران كامل است و بازیكنانی كه آشناترین لغات زندگی‌شان نابودی، گل خوردن و غلتیدن در اضمحلال است.


شكست مقابل نفت برای اولین‌بار تعداد باخت‌های استقلال را بیشتر از پیروزی‌ها كرد، برای اولین‌بار یك تفاضل صفر را به ارمغان آورد. برای اولین‌بار استقلال را بازنده محض مقابل یك تیم سقوط كرده كرد و با همه این احوال چیزی به نام استقلال وجود خارجی ندارد.


هواداران آبی بی‌خیال چشم به قهرمانی قرمزها داشتند و در خاطرات خود ۴ فصلی را به یاد می‌آوردند كه یك پای قهرمانی بودند و معادله نهایی را رقم می‌زدند؛ حتی فصل قبل كه مرفاوی یك تیم مفلوك و افلیج را سرپرستی می‌كرد.


صدای پای قلعه‌نویی در حالی می‌آید كه ژنرال باید یك رنسانس واقعی را رقم بزند؛ بدون قهرمانی در جام حذفی باید منتظر یك بایكوت كامل از طرف هواداران بود. هوادارانی كه حالا فقط نام قلعه‌نویی را فریاد می‌زنند. آبی‌ها چهار بار مقابل تیم‌های قعرنشین باختند، با این سناریو امید به چه داشته باشند آنهایی كه خونشان آبی است؟ نام قلعه‌نویی و اینكه حالا او دوای درد آبی است!


● خداحافظ «آبادان برزیلته»


سرنوشت دست دیگران بود، آنها باید منتظر خوان گسترده رقبا می‌نشستند و چشم به ساق‌های پاس، صباباتری و استقلال می‌دوختند. سناریو این بود؛ برد نفت و شكست پگاه یا ملوان. قسمت اول چندان سخت نبود. آبی‌ها به هیچ حریفی در این اواخر نه نگفتند اما پگاه نادر دست‌نشان استخوان تركانده بود و ملوان می‌دانست اگر سقوط كند دیگر امیدی برای صیادان دل بزرگ بندر نمی‌ماند كه صبح با آن عازم دریا شوند تا با مروارید به خانه برگردند و این شوق را در پیشگاه هادیان با هم تقسیم كنند.


پگاه هنوز بازی به دقیقه ۵ نرسیده بود كه تكلیف را یكسره كرد. امین متوسل‌زاده در نقش یك منجی قامت راست كرد؛ شماره ۱۹ ماه‌ها گل نزد اما در بحرانی‌ترین لحظه جواب داد، جواب روزهایی كه نادر دست‌نشان جلوی هواداران برافروخته سینه سپر كرد و گفت به او مدیون می‌شوید، صبر كنید. پگاه با دو گل او به شیرین‌فراز استارت فرار از قعر را زد و با گل او به صباباتری بقایش را جشن گرفت. مرد مازندرانی منفور پلی‌آف در عضدی رشت حالا روی چشم رشتی‌ها جای دارد، نادر دست‌نشان پگاه را در لیگ نگه داشت؛ پگاهی كه با جهانپور یك جسم محتضر روی تخت مرده‌شورخانه بود اما همان پگاه منفعل، همان پگاه بازنده،‌ همان پگاه رنجور در لیگ ماند. آنهایی كه روز انتخاب دست‌نشان تیتر زدند؛ در رشت قحطی مربی بود، حالا به احترامش از جا برمی‌خیزند و برای كودكانشان از مردی می‌گویند كه نامش نادر دست‌نشان است.


سناریوی زندگی بهمن فروتن و احمد طوسی شباهت فراوانی به هم داشت؛ مردانی كه با حرف‌های شیرین وارد فوتبال ایران شدند اما ناگهان با تراژدی روبه‌رو و امید یك خطه را از بین بردند، طوسی در آبادان و فروتن در مازندران. احمد طوسی هر هفته می‌باخت، لبخند می‌زد و از بقا می‌گفت، از جشنی كه برای آبادانی‌ها رقم می‌زند و از آن روزهایی كه همه كنار خلیج فارس نشسته‌اند و برای سقوط‌كننده‌ها دست تكان می‌دهند.


اما كابوس آسمان آبادان را تیره و تار كرد و حالا آنها باید منتظر یك سونامی دیگر باشند؛ ستاره‌هایی كه دیگر نمی‌خواهند و نمی‌توانند در اتمسفر سنگین دوام بیاورند و صنعت‌نفت باید چوب حراج به آنها بزند؛ همه می‌دانند كه حفظ امثال میرقربانی، لئوناردو، رناتو، زاهدی، یوسفی و پوراسدالله در این شهر تفت‌زده و متقاعد كردن‌شان به بازی در لیگ یك چقدر سخت و محال است. لیگ هفتم تمام شد اما حیف كه در لیگ هشتم شعار آبادان برزیلته وجود ندارد؛ طوسی با آبادانی‌ها چه كرد؟ او مردمان نفت را آتش زد.


● نتایج روز آخر :

مقاومت یك (محمود محمدی ۱۲) – مس ۳ (ادینهو ۶، اوچه ۲۱ و ۳۸)

▪ پیكان صفر – سایپا یك (آدریانو آلوز ۶۳)

راه‌آهن ۳ (هادی اصغری ۳۷ و ۵۲، احمد تقوی ۸۵) – شیرین فراز صفر

▪ ابومسلم ۲ (سعید خانی۶۰، مصطفی شهركی۶۹) – برق شیراز یك (شهرام گودرزی (۸۳)

▪ ذوب‌آهن ۴ (قاسم حدادی‌فر ۴۲، امیر ابوالحسنی ۵۵، محمد صلصالی ۸۸ و وحید امرایی ۹۰) _ استقلال اهواز ۲ (روح‌الله بیگدلی۱۲ و داود حقی ۷۰)

صنعت‌نفت ۲ (لئوناردو ۹ و امیرحسین یوسفی ۴۹ پنالتی) – استقلال یك (احمد خذیروای ۸۲)

پرسپولیس ۲ (محسن خلیلی ۱۷ و سپهر حیدری ۶+۹۰) – سپاهان یك (احسان حاج‌صفی ۳۰)

▪ پگاه یك (امین متوسل‌زاده ۴) – صباباتری صفر

پاس یك (یدالله اكبری ۸۴ پنالتی) – ملوان یك (مازیار زارع ۲۴ پنالتی)

 

● مردان گل :

۱۸ گل: محسن خلیلی (پرسپولیس) و هادی اصغری (راه‌آهن)

۱۳- ابراهیم توره (پیكان) و روح‌الله بیگدلی (استقلال اهواز)


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:12 توسط آرش جان| |

سلام بچه ها

 

نمیدونم چه جوری از خدا تشکر کنم فقط میگم که :

خـــــدایـــــا شـــکــــــرتـــــــــ .

 

بچه ها تبریک تبریک تبریک

 

امروز بهترین روز دنیا بود واسه ماها آخ خدایا شکرت خیلی بازی شیرینی بود. قهرمانی در دقیقه 95 اونم با شکست سپاهان

 

اصلا نمیدونم باید چی بگم فقط اینو میدونم که خیلی خوشحالم.

 

پـــرسپــولیــس قهــرمان مـیـشه               خـــدا مـیــدونــه کــه حــقـشـــه

بــه لــطـف یـــزدان و بــچـــه هــا                پــرسپــولیــس قهـرمـان شــــده

 

 

علی آقای پروین قربون اون قدمهات که همیشه خوش یمن اولین تبریکم به شما، آقای عقاب آسیا الهی من قربون اون غیرت سرخت برم تبریک عزیزم، آقای درخشان قربون اون تعصبت تبریک میگم بهت.

 

راستی یادم رفت، یادم رفت به اونایی تبریک بگم که یه روزی سرخ پوش بودن و همیشه سرخ دلند، عزیزای دلم به همتون تبریک میگم به تو علی جونم به تو که جات خیلی خالی بود به تو که امروز دوست داشتم جام رو تو بالا ببری، به تو بهروز عزیزم که جات خیلی خالی بود، داوود عزیزم، حامد عزیزم، جواد، مهرزاد و مهرداد و اردلان و پژمان و ابی عزیزم و ... خیلی های دیگه.

 

بچه ها دمتون گرم قربون اون تعصب و غیرت سرختون برم من مرسی همین، مرسی خیلی دوستتون دارم راستی بچه ها جای محمدرضای عزیزم و شیث هم خیلی تو زمین خالی بود. 

 

ای فــرزنــــدان ســرخ ایــران        جــاویـــد جـــاویـــد نـــامـتـــان

 

داش محسن گلم یه تبریک ویژه به شما هم بدهکارم یکی که نه چهار تا : اولیش قهرمانی سرختون، دومیش دومین قهرمانی پیاپی، سومیش آقای گلی و آخریش هم شکوندن رکورد گل زنی تو پرسپولیس.

 

ســـرور هـــــرچـــی گـــل زنـــه     مــحــســن مــا گــل مــیــــزنــه

 

 

راستی بچه ها بعد 6 سال دوباره آسیا سلام، حالا باید بریم که خودمون رو آماده کنیم واسه جام باشگاههای آسیا و انشاالله قهرمانی تو آسیا

 

آســـــــــــــیـا، آســـــــــیـا مـــــــا اومـــدیــــــــــــم.

 

خدایا شکرت بازم عدد 6 واسه ما سرخ دلان عاشق پیام آور شادی و خوشی و خوش یمن بود و خوشحالم که این قهرمانی تو این ماه نصیبمون شد.

 

همین.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 20:17 توسط سمیه خانم| |

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 21:13 توسط آرش جان| |

پرسپولیس برد .

سپاهان مرد.

نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:59 توسط | |

 

پـــرسپــولیــس قهــرمان مـیـشه               خـــدا مـیــدونــه کــه حــقـشـــه

بــه لــطـف یـــزدان و بــچـــه هــا                پــرسپــولیــس قهـرمـان مـیـشه

 

سلام بر بچه های سرخ؛ سرخ؛ سرخدل.

 

همتون بازی رو دیدید و میدونم که بدون شک خیلی حال کردید؛ آخه خدایی خیلی بازی باحالی بود.

 

بچه ها  خوب بودن اما نباید بی انگیزگی بچه های شیرین فراز رو هم بی تاثیر تو این نتیجه دونست.

 

به قول عباس آقایی " بچه های شیرین فراز تا قبل از اینکه گل بخورن و ده نفره بشن خوب بودن. "

 

میگم خدایی اگه محسن خان رفت و برگشت  رو نداشتیم چه می کردیم ما  ؟؟؟ خدایی حال کردید چه گلهای باحالی زد  ،گل اولش، آخر گل بود خیلی توپ و باکلاس بود ؛ خوشحالم که محسن  امسال اومده پرسپولیس  و صدر جدول گلزنان رو با اسم پرسپولیس  و خودش  مزین کرده.

 

 سـرور هـرچــی گـل زنــه                            محسـن مــا گـل میـــزنــه

 

بازی رو بردیم و دوباره به صدر جدول نزدیک شدیم و خوشبختانه سپاهان  باخت و صبا  هم مساوی کرد تا ما امیدمون برای کسب  نهمین جام قهرمانیمون بیشتر و بیشتر بشه.

 

امیدوارم بچه ها  از این برد انگیزه بیشتری بگیرن و البته مغرور هم نشن؛ چون بازیهای بعدی ما سخترین بازیهای لیگه؛ بازی با سایپا  (که همتون یادتونه بازی رفت چه جوری بردیم)  بازی با برق شیراز ، بازی با صبا باتری (که هنوزم داغ بازی رفت مونده رو دلمون ) و بدتر و سخت تر از همه آخرین بازی لیگ بازی با رقیب جدیدمون سپاهان اصفهان  (میدونم که وقتی اسمش میاد همتون دلتون میخواد که ...  ).

 

بازم میگم امیدوارم که به امید حق امسال پایان لیگ بیاییم و  جشن قهرمانی  رو همه با هم بگیریم.

 

همین.

 

نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:33 توسط سمیه خانم| |

فریبرز جان !

ای یار سفر کرده !

برد پر گل امروز را به تو تقدیم می کنیم .

بدان که قلب ما همیشه با توست!

« از طرف تمامی بازیکنان و هواداران پرسپولیس »

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:34 توسط | |

سلام بچه ها.

 

نمردیم و معنی هم قسم شدن واسه رسیدن به قهرمانی هم فهمیدیم،  اگه هم قسم شدنشون اینه بابا هم قسم نشن که خیلی بهتره، حداقل دلخوشی کذب به ما نمیدن.

 

نه من موندم اینا خجالت نمیکشن  با این بازی کردنشون از 10 تا توپ 9 تاشو لو دادن و پاس بدون هدف دادن و ... .

 

آخه چی بگیم؛ ما که تمام دلخوشیمون و دعاهامون و عشقمون رو ریختیم به پاشون  پس چرا اینطوری قدر دانی میکنن خدا ؟؟؟

 

آقای کعبی  عزیز آخه تو چرا اینطوری شدی؟؟؟ ، تو همون حسین کعبی  فصل قبلی که با اومدنت یه خون جدید به تیم  تزریق کردی و تیم  و از این رو به اون رو کردی؟؟؟

 

آقای خلیلی  آخه من قربونت برم  پس کجا رفت اون محسن رفت و برگشت ؟؟؟ پس کو اون محسن خلیلی  که از 10 تا توپ تو 18 حداقل 5 تا شو گل می کرد؟؟؟  نکنه یادت رفته که اصلی ترین امید مایی واسه گل زدن  و تنها امید آقای گل شدن؟؟؟

 

آقای نیکبخت  تو دیگه چرا؟؟؟  تویی که موثرترین بازیکن تیم  بودی تا حالا؛ تو چرا دیروز اینقدر سوتی دادی؟؟؟

 

آقای باقری  از شما دیگه بعید بود اون سوتی ها ؛ شما همون کریم باقری  هستی که تا قبل از این بهترین بازیکن بودی؟؟؟

 

و بقیه بازیکن ها ؛ همتون بد بودید بدون استثنا همتون بد بازی کردین.

 

آقای قطبی عزیز؛ افشین خان امپراطور شما چرا؟؟؟  مگه مسعود  بازی قبل بد بود که بهادر  رو تو این بازی بهش ترجیح دادید؟؟؟  افشین خان  خودتون خب می دونید که بالا برید پایین بیاد همه چیز به اسم شما  نوشته میشه پس تو رو به خدا یه فکری به حال تیم  بکنید... .

 

بچه ها  ما خیلی بیشتر از اینها ازتون توقع داریم ؛ آخه تیمی که تا 7- 8 هفته پیش دست نیافتنی بود  چرا باید یهو اینطوری بشه ؟؟؟؟؟؟

 

تو رو به خدا؛ تو رو به هر چی که می پرستید آرزوی ما رو برآورده کنید؛  آرزویی که 6 ساله، هرسال برای رسیدن بهش شب و روز دعا میکنیم . امسال شما برامون برآوردش کنید و نذارید که این آرزو بیشتر از اینها ...  .

 

همتون رو دوست دارم نه تنها من بلکه تموم سرخ دلان  دوستتون دارند.

 

 همیشه واسه ما سرخ و پیروز و قهرمانید.

 

نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 15:18 توسط سمیه خانم| |

سلام به همه ی پرسپولیسی های عزیز و دوست داشتنی

این هم چند عکس جدید از بازیکنان و تیم محبوبمون پرسپولیس

امیدوارم خوشتون بیاد


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 22:51 توسط | |

 

ياد اون لحظه های سرخ بخير.

 

ياد اون شادی هايی که برای قهرمانی ات کرديم بخير.

 

ياد اون اشک هايی که برای مظلوميتت ريختيم بخير.

 

ياد اون دورهای افتخاری که با پرچم سرخت زدی بخير.

 

آيا همه و همه را به ياد داری؟

 

هيچ می دانی تو نام غرور آفرينانی بزرگ را به يدک می کشی؟

 

غرور آفرينانی که هرگز نامشان از تاريخ پاک نخواهد شد آنان که شير هم از نامشان وحشت داشت.

 

بنگر که در اين راه هرگز نام آنها بر دوشت سنگينی نکند که آن را به زمين بيندازی و هرگز مپندار که چيزی به کمکت بشتابد زيرا اين افتخار فقط از آن توست تو فقط لياقت داری که همچو آنان سرور باشی.

 

 سرور تمام آنهايی که هرگز غيرت و تعصب و مردانگی تو را نداشته و نخواهند داشت.

 

 تو زيباترين وجود سرخی هستی که زيباترين سرود قهرمانی فقط از ژرفای گلوی شير مردان سرخت برمی خيزد.

 

 تو آنقدر بزرگی که رقيبان از شنيدن نامت وحشت ميکنند.

 

ای عشق هميشه جاويد بدان که تا زمانی که خون سرخ در رگهای وجودم جريان دارد به پاکی سرخی عشقت سوگند ياد می کنم قلب سرخم فقط به عشق تو خواهد تپيد ای هميشه جاويد.

نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 18:46 توسط سمیه خانم| |

پرسپولیس با گلهای طلایی خلیلی و نیکبخت ملوان را شکست داد.

دیدار تیمهای پرسپولیس و ملوان بندر انزلی از هفته بیست و هشتم مسابقات لیگ برتر (جام خلیج فارس) در ورزشگاه آزادی برگزار شد و تیم پرسپولیس با دو گل به پیروزی رسید.

به گزارش سایت رسمی باشگاه پرسپولیس، در حالی که تیمهای بالای جدول متوقف شدند، تیم پرسپولیس در مقابل ملوان بندر انزلی به برتری دو بر صفر دست یافت. گلهای سرخپوشان در این دیدار توسط محسن خلیلی در دقیقه 64 و علیرضا واحدی نیکبخت در دقیقه 76 و از روی نقطه پنالتی به ثمر رسید.

گفتنی است؛ تساوی سپاهان در مقابل مس کرمان و صبا باتری برابر شیرین فراز و باخت استقلال مقابل ابومسلم، برد پرسپولیس برابر ملوان را شیرین تر جلوه داد و باعث نزدیک شدن سرخپوشان به رقیبان اصلی قهرمانی گردید.

نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 20:49 توسط | |

به پا بوس چشمانت آمدم پرسپوليس !

 

خدا کند حواس دلم پرت نشود ! آخر می خواهم به نرگسی های نازنینت اقتدا کنم!

 

می خواهم این یک شب را تا خود خود پگاه سرنوشتت با آیه های سبز قرآن خلوت کنم!

 

خدا را چه دیدی شاید مرغ آمین همین اطراف پرسه می زند!!

 

من از هجوم دردهای تلخ ناباورانه لبریزم!

 

می ترسم، من می ترسم پرسپوليس برای مردم شهرم عادی شود سومی و چهارمی دلت!!

 

می ترسم، من می ترسم از شکسته شدن این ابهت!!

 

می ترسم روزی برسد که دیگر لمس و طعم غمهایت برای هیچ دختر 18 ساله ای شیرین نباشد!!

 

می ترسم، می ترسم روزی برسد که دیگر هیچ پسر 10، 12 ساله ای به احترامت مشق های صبرش را تمیز و مرتب ننویسد!!

 

من می ترسم پرسپوليس!!

 

ای خـــدا ما که با این غصه ها قد کشیده ایم اما ... اما چه می کشد هوادار 30 سال پیش؟

 

پرسپوليس را در کدامین کوچه تاریک مه گرفته می جوید؟ و در کجا می یابد؟

 

شاید بر خرابه ی خاطره ها.

 

7_60_.jpg

نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 18:59 توسط سمیه خانم| |

 

pers_fajr_ghermezeteh12.jpg

سلام به همه ی پرسپولیسی های عزیز!

باز هم استقلال به لطف داوراسپانیایی و شانس خوبش از دست پرسپولیس پرید !!!!!!

باز هم محسن ناجی پرسپولیس شد.

باز هم کار به اگر و اما کشید. باز هم باید بگیم اگر نیکبخت تک به تک رو گل می کرد ؛ اگر داور اون دو تا خطای پنالتی رو می دید ؛ نتیجه غیر از این می شد.

اما ما باید این رو بدونیم که حریف امسال ما استقلال نیست.سپاهان و کمی هم صبا.

حالا این سپاهانه که داره از این نتیجه گیری بد پرسپولیس حداکثر استفاده رو می کنه.

اما همون طوری که افشین قطبی در پایان بازی گفت ؛ امتیازات زیادی تا پایان فصل باقی مونده که با هوشیاری و تلاش می تونیم به قهرمانی امیدوار باشیم.

با گلی که محسن زد شاید پای اون به گلزنی باز بشه و روحیه ی از دست رفته اش رو دوباره به دست بیاره .اون باید بدونه که باز هم می تونه ناجی پرسپولیس بشه و با گل هایی که می زنه تیم رو دوباره به صدر جدول برسونه.                                         

این می تونه بهترین نتیجه گیری در پایان دربی 64 باشه.

حالا باید به بازی های بعد خصوصا بازی مقابل سپاهان فکر کنیم که برد اون بازی از برد دربی مهم تره.

پس به امید آینده ای روشن برای تیم محبوبمان پرسپولیس !

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 18:24 توسط | |

سلام بچه های سرخدل پرسپولیسی

 

امروز 15/ فروردینه  و همتون هم می دونید که تا حدود 3 ساعت دیگه بازی شروع میشه

 

خیلی دلم گرفته بود  گفتم بیام بنویسم شاید حداقل یه کمی راحت بشم

 

همتون به احتمال زیاد برنامه صفحه ورزشی شبکه 2 رو میدید ، آره همون برنامه های که دربی های سرخابی  سالهای قبل رو نشون میداد

 

دلم خیلی تنگ شده واسه اون روزا ، واسه سال 81  یادتونه چه قهرمانی شیرینی بود ؟؟؟

 

یادتونه سالهای قبلش رو  ؟ یادتونه چه بازیکنایی  داشتیم  ؟ یادتونه اون سال کی سرمربی  بود  ؟ آره  سلطانمون سرمربی بزرگترین تیم ایران  بود

 

دلم خیلی واسه اون روزا تنگ شده اون روزای خوب که یادشون خیلی قشنگه  ؛ واسه علی با تن پوش 8 ؛ یا بهروز با تن پوش 20 ، یا داوود فنایی با تن پوش 1؛ یا حسن با تن پوش 3 ؛ یا رضا با تن پوش 14؛ یا حامد با تن پوش 10؛ یا پژمان با تن پوش 9+1؛ یا امیر حسین با تن پوش 11؛ و یا خیلی های دیگه...

 

دلم برای همشون تنگ شده  ، دلم هوای اون روزا رو کرده

 

بچه ها بازی   23/3/82  رو یادتونه اون بازی واسه من عزیزترین بازی بود بازی که  2-1 بردیم  و بعدش هم عروسی بهروز  بود.

 

یا بازی  مهر 79 ، بازی که پر بود از تعصب  بازی که غرور سرخ پرسپولیسی  توش موج میزد یادش بخیر

 

اینا رو نگفتم که از ارزش بچه های امروز تیم  کم بشه نه بچه هایی  که الان دارن تو تیم  بازی می کنن هم خیلی برام عزیزن اما اون دوران واسه من یه چیز دیگه ای بود

 

امیدوارم که بچه ها  امروز با همون غرور و غیرت سرخ پرسپولیسی  با اون تعصب مثال زدنی سرخ  برن تو زمین و با 3 امتیاز شیرین بیان بیرون

 

همین

 

یا حق .

 

 

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 13:2 توسط سمیه خانم| |


Design By : Night Skin