تبليغاتX
فقط عشق است پرسپولیس


فقط عشق است پرسپولیس

وقتی زور جامه تقوا میپوشد بزرگترین فاجعه در تاریخ رخ میدهد

من از یک شکست عاشقانه می آیم، بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند؛ شکست نه برای پنهان کردن است نه بهانه ی پنهان شدن.

می گویند از صبح بنویس، از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت، باران پنجره چشمانم را شسته است.

همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال؛ اما من گمان می کنم این خیلی خوب است که نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را دربیاورم.

بی ستاره ام، زرد، با طعم معطر پاییز که حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است.

قیمت وفا شاید گرانتر ازآن بود که بهانه دوست داشتنی زندگیم از عهده  داشتنش برآید.

سقف اعتماد تعمیری است، مدام چکه می کند، آغوش ترانه ها  همچنان از عطر تن او که باید پر باشد خالیست،  نمی توانم باورش کنم؛ نه رفتنش و نه ماندنش را.

مهم نیست، تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه تولد، حقایق غم انگیزی که درد ر ابه درد می آورد و آتش را می سوزاند.

این دل دیوانه همیشه یک پادشاه مغرور حقیقی داشته؛ اگر ترانه ها ثمره تخیل بودند به جنون نمی رسیدند، اعتراضی نیست، کسی به او نمی رسد، به جنون رسیده از او راضی است.

"خلاصه غم سنگینی است اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد. "

اما همیشه حق با برنده هانیست؛ می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد.

قرار بود حقیقت را بگویم، سخت است، بی علاج است، دانستنش آدم را کم کم می کشد، گریه شبانه می آورد، اما  همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی:

او کسی را جز من داشت...!

سکوت می کنم؛ سکوت می کنم تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد، گریه می کنم، با شکوه، مثل اقیانوس بلند، مثل اورست، او نمی شنود و نمی داند که ماه، خوشبختی مشترک همه بی ستاره هاست.

یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخترین سوال فکر آشفته ی من است:

"چیکار کرد این دل سادم                     که از چشــم تو افتـادم"

نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:37 توسط سمیه خانم| |


Design By : Night Skin