وقتی زور جامه تقوا میپوشد بزرگترین فاجعه در تاریخ رخ میدهد
وای ...وای ...وای! با چه مردمی معاصریم ما. کجا رفت میثم ؟ علیرضا را چه شد ؟ کجاست نازنین ؟ چه بر سر باربد آمد ؟ خدایا این چه دردی بود که به جان پرسپولیس افتاد ؟ این چه بغضی بود که سر تا پای عمرم را حسرت پاشید؟ این چه سرنوشتی بود ؟ باربد 11 ساله مبتلا به سرطان و عشق احمدرضا !! علیرضا و صندلی چرخدار و تومور مغزی و مهدی هاشمی نسب !! میثم و جایگاه 36 و ایست قلبی !! نازنین و ناراحتی قلبی و بهروز رهبری فرد !! کجا رفتند این عاشقان واقعی ؟ کجا رفتند هواداران ؟ محض رضای خدا کاری بکن! این حرفها چیست که اینور و آنور ردیف می کنند ؟ این کارها چیست !؟ از توی پرسپولیسی بعید است این کارها ! نیست ؟ ما را چه به قیمت گذاشتن و تشویق تیم های بیگانه و پول گرفتن و این حرفها ؟ ما را چه به حراج عشق و تعصب و عاطفه ؟ ما را چه به بی وفایی ؟ ما که با هم از این قراردادها نداشتیم ! داشتیم !؟ این حنجره را قرار بود به پای پرسپولیس و فریاد اول بشی، آخر بشی دوستت داریم بریزیم ! قرار بود این دستها فقط پرچم سرخ و سپید پرسپولیس را در بهت شهر به شهر ایران تا ملکوت عشق بازی، بازی دهند !! قرار بود جوری عاشق باشیم که دنیا بلرزد ! قرار بود دستهای آسمان شور نیاز و دلدادگی را تا جایی ادامه بدهیم که مجنون را با ما عیار بزنند نه ما را با او ! قرار بود شاگرد اول درس تعصب باشیم ! قرار بود اگر سهم دردهای پرسپولیس بر سایه نگاهامان نیفتاد لااقل دردهایش را زیادتر نکنیم ! این فقط پروین ها و بهزادی ها و کلانی ها و پیوس ها و عزیزاصلی ها نیستند که دارند تمام می شوند. انگار علیرضاها و آناهیتاها و باربدها و میثم ها و نازنین ها هم خیال تمام شدن دارند !؟ هوادار کاری بکن ! من که نوشته بودم تو !! تمام دار و ندار پرسپولیسی !!! التماست می کنم، التماست می کنم خودت را از پرسپولیس نگیر !! پرسپولیس را اینطور بی پناه نکن ! اینطور بی اعتبار نکن !! خواهش می کنم. فرهادها و مجنون ها بی دلیل و خود به خود ساخته نمی شوند این من و توییم که آنها را می سازیم !! لیدرهای سرخ ! دو آتیشه های سرخ ، بوقچی های سرخ ، یا درست تر اینکه آقایان و خانمهای سرخ !! امتحان، امتحان شماست ! وقت اثبات عــشــق ! زمان ساختن بی ستون! زمان خنده بر قراردادهای رنگی ! گیریم که بازیکنان را رنگ بی تعصبی و هزاری زدند ما را که نمی توانند !! می توانند؟؟؟
انقلاب کردیم تا سیاستمان دینی شود...دینمان سیاسی شد!
انقلاب کردیم تا اقتصادمان انسانی شود...انسانیتمان
اقتصادی شد!
انقلاب کردیم تا خیابان هایمان شریف شوند...شرافتمان
خیابانی شد!
انقلاب کردیم تا رنگ آزادی را ببینیم... اسارت رنگ شده را
دیدیم!
انقلاب کردیم تا دردهایمان درمان شود... دردمان بی درمان
شد!
| Design By : Night Skin |


