تبليغاتX
فقط عشق است پرسپولیس


فقط عشق است پرسپولیس

وقتی زور جامه تقوا میپوشد بزرگترین فاجعه در تاریخ رخ میدهد

کانون هواداران پرسپولیس : باشگاه استيل آذين به اظهارات اخير باشگاه پرسپوليس مبني بر بازگشت علي كريمي به پرسپوليس و حواشي آن پاسخ داد.
متن كامل بيانيه روابط عمومي باشگاه استيل آذين به اين شرح است: "متاسفانه بي‌توجهي به اخلاق در ورزش تا به آنجا پيش رفته است؛ كه در طي چند روز گذشته در نشريات و سايت‌هاي ورزشي شاهد قضاوت‌هاي نادرست و غيراصولي يكي از به ظاهر مسوولان باشگاه پرسپوليس! عليه مديران خدوم و زحمت كش ورزش كشور بوديم و همين امر ما را بر آن داشت كه علي‌رغم ميل باطني خود به بيان گوشه‌اي از واقعيت‌ها بپردازيم.

هر چند كه مديران باشگاه به هيچ عنوان علاقه‌اي به پاسخگويي ندارند و اعتقاد دارند كه حرمت‌ها در هر شرايطي در ورزش كشور بايد حفظ شود اما، روابط عمومي باشگاه استيل آذين اشاره به بعضي را ضروري و لازم مي‌داند:

1- برادر گرامي جناب آقاي عليپور كه در حال حاضر نه براساس تخصص و سابقه ورزشي بلكه به دليل داشتن ارتباطات فاميلي توانسته‌ايد به عنوان مسوول روابط عمومي باشگاه پرطرفدار پرسپوليس منصوب شويد؛ در ابتدا به دنبال ثابت شدن هدايتي و مهريزي در عرصه ورزش كشور نباشيد، چون اين امر در سال‌هاي قبل اتفاق افتاده است. اول خود را براي طرفداران ثابت كنيد كه به جزء پيوند فاميلي از چه مدارك و سوابق معتبري درخصوص رسانه و ورزش برخوداريد كه بدين سرعت توانستيد پله‌هاي ترقي را طي كنيد و به عنوان مسوول روابط عمومي باشگاه اين‌گونه سخن بر زبان جاري سازيد.

2- برادر بزرگوار آقاي عليپور، جناب آقاي هدايتي را همه طرفداران و حاميان باشگاه پرسپوليس مي‌شناسند و مي‌دانند در سال‌هاي گذشته از نظر مالي و حمايت‌هاي معنوي به هيچ عنوان دريغ نكرده‌اند و نخواهند كرد اما، شما براي پرسپوليس چه كرده‌ايد؟ قضاوت را به عهده مردم فهيم و ورزش دوست مي‌سپاريم و اين را معتقديم كه بحث باشگاه فرهنگي ورزشي پرسپوليس با عده‌اي حريم شكن از هم جداست هدايتي و مهريزي هر دو خادم ورزش‌اند ولي عده‌اي كوتاه فكر سد راه ورزش كشور هستند.

3- شما در ابتدا اجازه دهيد كه نامتان به عنوان يكي از اعضا در باشگاه به ثبت برسد بعد در كار بزرگترها دخالت كنيد. در ضمن توصيه مي‌شود حال كه بدون هيچ سابقه‌اي توانسته‌ايد به عنوان مسوول روابط عمومي يك باشگاه پرطرفدار صاحب سمت شويد حداقل خواهش مي‌كنيم قوانين نقل و انتقال را مطالعه كنيد تا بدانيد جابه‌جايي بازيكنان زمان و وقت خود را دارد نه هر وقت كه شما اراده كنيد بتوان اين كار را انجام داد.

در آخر به اطلاع همه عزيزاني كه همانند شما فكر مي‌كنند مي‌رسانيم كه در باشگاه استيل آذين فرد تصميم نمي‌گيرد، بلكه خرد جمعي در آن استوار است و اين هيات مديره باشگاه است كه تصميم مي‌گيرد هر چند كه در اين زمينه نظر خود آقاي كريمي نيز بسيار موثر است.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 15:55 توسط آرش جان| |

من از یک شکست عاشقانه می آیم، بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند؛ شکست نه برای پنهان کردن است نه بهانه ی پنهان شدن.

می گویند از صبح بنویس، از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت، باران پنجره چشمانم را شسته است.

همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال؛ اما من گمان می کنم این خیلی خوب است که نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را دربیاورم.

بی ستاره ام، زرد، با طعم معطر پاییز که حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است.

قیمت وفا شاید گرانتر ازآن بود که بهانه دوست داشتنی زندگیم از عهده  داشتنش برآید.

سقف اعتماد تعمیری است، مدام چکه می کند، آغوش ترانه ها  همچنان از عطر تن او که باید پر باشد خالیست،  نمی توانم باورش کنم؛ نه رفتنش و نه ماندنش را.

مهم نیست، تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه تولد، حقایق غم انگیزی که درد ر ابه درد می آورد و آتش را می سوزاند.

این دل دیوانه همیشه یک پادشاه مغرور حقیقی داشته؛ اگر ترانه ها ثمره تخیل بودند به جنون نمی رسیدند، اعتراضی نیست، کسی به او نمی رسد، به جنون رسیده از او راضی است.

"خلاصه غم سنگینی است اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد. "

اما همیشه حق با برنده هانیست؛ می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد.

قرار بود حقیقت را بگویم، سخت است، بی علاج است، دانستنش آدم را کم کم می کشد، گریه شبانه می آورد، اما  همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی:

او کسی را جز من داشت...!

سکوت می کنم؛ سکوت می کنم تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد، گریه می کنم، با شکوه، مثل اقیانوس بلند، مثل اورست، او نمی شنود و نمی داند که ماه، خوشبختی مشترک همه بی ستاره هاست.

یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخترین سوال فکر آشفته ی من است:

"چیکار کرد این دل سادم                     که از چشــم تو افتـادم"

نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:37 توسط سمیه خانم| |

پرسپــولیس زلزله محبوب هر چی دله

گفــــتن این شعــــارا راستی چقـــدر خوشگــــله

دنیــــای ما قرمـــزه قرمــــز آتشیـــــنه

دوســــت داشتن قرمـزا راستی که دلنـــشینــــــه

پرسپولیس زلزله محبوب هر چی دلــه

تو فکـــــرشون نبودن راستی چقدر مشـــــــــــکله

محبـــــتو یه رنگــــی مرامشـــون همینه

هــــــــــــــواداری اونـــــها اول و آخـــــــــــرینـــــــه

پرسپولیـس زلزله محبوب هر چی دله

هــــر بازیــــــکن توی تــــیم  یـه عاشــق کامــــله

هـوادارای این تیم عاشق تیمشونـــن

این جوری دوست داشتنا راستی چقدر شیـرینه

محبــــت قرمزا چقدر به دل میشیــــنه

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 11:21 توسط سمیه خانم| |

او هنوز هم وقتی از کوچه های بی صدا می گذرد دوست دارد نام تمام ستاره ها را به خاطر بسپارد و به بوی درختان ناشناس عادت کند. پسری که در این سالهای دوزخی، بارها و بارها از دامنه های باد گذشته و به سوی قله های بلند رهنمون شده است، هنوز هم حسی غریب در حفره های استخوانی اش شعله می کشد و هنوز هم نام تمام جنگل ها را به حافظه سپرده است.

گرچه در این سال ها از نیمکت آتشین عشق بسیار دور بوده تا هیچ فانوسی در آسمانمان نسوزد، اما خب، او آنقدر عاشق بود که پلک های خود را در آیینه بشوید و برای پرندگانی که از رژه ای روشن بر می گشتند دست تکان دهد.

علی انصاریان نامش را روی در و دیوار تمام قلب ها حک کرده است، وقتی ماه میهمان پیشانی اوست و وقتی در تابستان سمج او با چشمهایش سایه های مچاله را کلافه می کند، می توان یه این نتیجه رسید که آفتاب با لبخند چشمانش شروع می شود.
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 12:28 توسط سمیه خانم| |

سلام بچه ها.

سال نو همتون کلی مبارک و سرخ سرخ.

این پست رو واسه خوش آمد گویی به مهدی عزیز نوشتم که به جمع پرسپولیسی های نویسنده این وبلاگ اضافه شده و امیدوارم که همیشه در کنارمون بمونه.

تعطیلات شیرین و خوب و سرخی داشته باشید همتون.

نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 17:24 توسط سمیه خانم| |

انقلاب کردیم تا شاه و شاهزاده نداشته باشیم...آقا و آقازاده داریم!

انقلاب کردیم تا سیاستمان دینی شود...دینمان سیاسی شد!


انقلاب کردیم تا اقتصادمان انسانی شود...انسانیتمان اقتصادی شد!


انقلاب کردیم تا خیابان هایمان شریف شوند...شرافتمان خیابانی شد!

 
انقلاب کردیم تا رنگ آزادی را ببینیم... اسارت رنگ شده را دیدیم!


انقلاب کردیم تا دردهایمان درمان شود... دردمان بی درمان شد!

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 13:55 توسط سمیه خانم| |

وای ...وای ...وای! با چه مردمی معاصریم ما.

کجا رفت میثم ؟ علیرضا را چه شد ؟ کجاست نازنین ؟ چه بر سر باربد آمد ؟

خدایا این چه دردی بود که به جان پرسپولیس افتاد ؟

این چه بغضی بود که سر تا پای عمرم را حسرت پاشید؟ این چه سرنوشتی بود ؟

باربد 11 ساله مبتلا به سرطان و عشق احمدرضا !!

علیرضا و صندلی چرخدار و تومور مغزی و مهدی هاشمی نسب !!

میثم و جایگاه 36 و ایست قلبی !!

نازنین و ناراحتی قلبی و بهروز رهبری فرد !!

کجا رفتند این عاشقان واقعی ؟ کجا رفتند هواداران ؟

محض رضای خدا کاری بکن! این حرفها چیست که اینور و آنور ردیف می کنند ؟ این کارها چیست !؟

از توی پرسپولیسی بعید است این کارها ! نیست ؟

ما را چه به قیمت گذاشتن و تشویق تیم های بیگانه و پول گرفتن و این حرفها ؟

ما را چه به حراج عشق و تعصب و عاطفه ؟

ما را چه به بی وفایی ؟

ما که با هم از این قراردادها نداشتیم ! داشتیم !؟

این حنجره را قرار بود به پای پرسپولیس و فریاد اول بشی، آخر بشی دوستت داریم بریزیم !

قرار بود این دستها فقط پرچم سرخ و سپید پرسپولیس را در بهت شهر به شهر ایران تا ملکوت عشق بازی، بازی دهند !!

قرار بود جوری عاشق باشیم که دنیا بلرزد !

قرار بود دستهای آسمان شور نیاز و دلدادگی را تا جایی ادامه بدهیم که مجنون را با ما عیار بزنند نه ما را با او !

قرار بود شاگرد اول درس تعصب باشیم !

قرار بود اگر سهم دردهای پرسپولیس بر سایه نگاهامان نیفتاد لااقل دردهایش را زیادتر نکنیم !

این فقط پروین ها و بهزادی ها و کلانی ها و پیوس ها و عزیزاصلی ها نیستند که دارند تمام می شوند.

انگار علیرضاها و آناهیتاها و باربدها و میثم ها و نازنین ها هم خیال تمام شدن دارند !؟

هوادار کاری بکن !

من که نوشته بودم تو !! تمام دار و ندار پرسپولیسی !!! التماست می کنم، التماست می کنم خودت را از پرسپولیس نگیر !! پرسپولیس را اینطور بی پناه نکن ! اینطور بی اعتبار نکن !! خواهش می کنم.

فرهادها و مجنون ها بی دلیل و خود به خود ساخته نمی شوند این من و توییم که آنها را می سازیم !! لیدرهای سرخ ! دو آتیشه های سرخ ، بوقچی های سرخ ، یا درست تر اینکه آقایان و خانمهای سرخ !! امتحان، امتحان شماست ! وقت اثبات عــشــق ! زمان ساختن بی ستون! زمان خنده بر قراردادهای رنگی ! گیریم که بازیکنان را رنگ بی تعصبی و هزاری زدند ما را که نمی توانند !!

می توانند؟؟؟

نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 14:2 توسط سمیه خانم| |


شش سال شب و روز اشک ریختیم و التماس کردیم و شب را تا صبح با آیه های سبز قرآن خلوت کردیم و دست به دامان پروردگار شدیم؛ تا شد، تا بالاخره شد آنچه که شش سال آرزویش را داشتیم و برایش دست به دامان همه شده بودیم؛ تا دوباره عدد مقدس شش به یاری مان آمد و بعد از شش سال دوباره سرخی برگشت به تیم رنگ باخته سرخ ها.

رنگ سرخی برگشت، آزادی سراسر سرخ شد. کسی به بردن فکر نمی کرد، کل کل ها بر سر تعداد گل ها بود نه بر سر برد و باخت و تساوی.

دیگر کبوتر قهرمانی خودش می دانست که باید کجا بنشیند، دیگر نرفت روی نت به نت خواب آبی ها و شهرستانی ها؛ خودش آمد و نشست روی شانه های سرخ پوشان متعصبی که همه هم قسم شده بودند برای فتح، بعد از شش سال جا ماندن و شد.

کسر شش امتیاز یادتان هست؟ قهرمانی با کسر شش امتیاز، از عسل هم شیرین تر بود:

شش امتیاز کم بشه                   بازم قهرمان میشه

هیچ سرخ دلی یادش نمی رود پایان دراماتیک لیگ هفتم را، هیچ عاشقی 28/اردیبهشت/1387 را فراموش نمی کند، مگر می شود دقیقه 96 و سپهر سر طلایی را فراموش کرد؟!

همه چیز شیرین شیرین بود، شاید خواب بود یک خواب شیرین و کوتاه! کاش هیچ وقت بیدار نمی شدیم.

خواب شیرین شد کابوس وقتی زمزمه های رفتن شروع شد، وقتی حاج حبیب آرام پرسپولیسی و به قول بعضی ها سیاسی آواز جدایی سر داد؛ آخ که چه کردند با این مرد محجوب و محبوب سرخدل، حاج حبیب که رفت یک به یک لانه شقایق های سرخ هم خالی شد.

وای که چه کسی رفت و چه کسی آمد به جایش! یک عاشق سرخ دل رفت و یک...! نمی دانم چه بگویم که حتی زبان گفتنش هم نیست.

یکهو همه چیز زیر و رو شد!

امپراطور عاشق، امپراطور سرخ، امپراطور قهرمان رفت و افشین قطبی برگشت، او حتی افشین قطبی اول فصل رویایی مان هم نبود چه برسد به امپراطور!

یادش بخیر، تمام آزادی یکصدا، صدایش می کردند:

افشین امپراطور                   چشم حسوداشم کور

انگار برق سبز هزاری ها چشم های او را هم کور کرده بود، خدا می داند و خودش که چرا آمد و چرا رفت!

بازیکنان مان هم دیگر هم قسمان فصل پیش نیستند، شما دیگر چرا؟

هم قسم شده اید برای آسیا؟! با این هماهنگی و تعصب؟!

باز هم دم باقری و کریمی و نیکبخت گرم، بقیه که یادشان رفته کجا بازی می کنند و تن پوششان چه رنگیست.

هرکس نداند ما که میدانیم این بی حرمتی ها و بی تعصبی ها و بی رنگی ها از کجای این سیاست بی پدر و مادر آب می خورد.

هرکس نداند قلب های سرخ و عاشق که می دانند این تیشه به ریشه زنان کجا ها نشسته اند و عین خیالشان نیست.

کاش حداقل خودی نبودند و ادعا نداشتند؛ نمک خوردن و نمکدان شکستن؟؟؟!!!

بی حرمتی بس است، تو را به خدا دست از سرمان بردارید که دیگر توان شکستن نداریم؛ تو را به خدا تنها بگذارید عشق مشترک میلیونها سرخ دل را.

آخر نمی شوند ساکت ماند، نمی شود سوخت و ساخت و حرفی نزد.

هوادار تو کاری بکن، دست روی دست نگذار.

به امید که نشستی؟؟ به امید آبی دلی قرمز پوش؟!!

تو برخیز، تو فریاد کن، تو نگذار دوباره فخر فروشی برود و بپیوندد به تاریخچه باشگاه!

 

من اگـر بـرخــیـزم

    تـــو اگر بـرخـــیـــزی

        همــه بـر می خیــزنــد

             مــن اگـــر بنــــشـــینـم

                  تـــو اگـــر بنـــشـینــــی

                      چـــه کســی بــرخــیــزد؟!

نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 10:16 توسط سمیه خانم| |

پرسپوليس در تعطيلات پوست مى اندازد  / نياز بررسى مسائل روحى در كنار مسائل فنى

بدون در نظر گرفتن ۲ بازى نيم فصل دوم پرسپوليس كه بلافاصله پس از پايان رسمى نيم فصل اول رقم خورد، سرخ هاى پايتخت از ۱۷ بازى خود ۲۹ امتياز كسب كردند و پله چهارم جدول رده بندى را به خود اختصاص دادند تا در شرايطى كه پرسپوليسى ها در نيم فصل اول ۲ نفر را در طول اين بازى ها به عنوان سرمربى روى نيمكت هدايت خود مى ديدند پس از رقيب اصلى خود يعنى استقلال كه كرى هميشگى با اين تيم دارد در نهايت به اين رتبه از جدول رده بندى قناعت كردند.


***با نگاهى به شرايط پرسپوليس در نيم فصل گذشته كه در نهايت با پايان يافتن آن جام را در ثانيه هاى پايانى از چنگ حريف قدرتمند اصفهانى خود درآوردند، متوجه مى شويم پرسپوليس دوره هفتم ليگ برتر در نيم فصل اول موفق شد با كسب ۳۶ امتياز و در فاصله ۲ امتيازى سپاهان، قهرمانى در نيم فصل را نيز جشن بگيرد و با روحيه مناسب استارتى براى نيم فصل دوم داشته باشد. به نظر مى رسد اختلاف ۷ امتيازى پرسپوليس فصل گذشته با پرسپوليس نيم فصل اول امسال جدا از مسائل داورى و اتفاقات غيرقابل پيش بينى فوتبال - كه البته سال قبل هم كم دور و بر پرسپوليس نبود - به مسائل مربوط به آغاز فصل و شروع بدنسازى و دوره هماهنگى بازمى گردد. اگر چه سرمربى وقت پرسپوليس يعنى افشين قطبى فصل قبل يك روز مانده به بازى افتتاحيه پرسپوليس در ليگ، تيم را تحويل گرفت اما بى انصافى است اگر نقش ساير اعضاى كادرفنى را در اردوهاى قبل از فصل ناديده گرفت. موضوعى كه باعث شد پرسپوليس تقريباً با ۶۰ - ۷۰ درصد آمادگى بدنى و هماهنگى نفرى موضوعى بود كه متأسفانه امسال به آن توجه نشد.


***هدف از فلاش بك به گذشته تعريف و تمجيد از فرد يا افراد خاص يا تخريب و انتقاد از گروه جديد نيست. با مطرح كردن اين موضوع قصد داريم اين مسأله را يادآور شويم كه تعطيلات بين ۲ نيم فصل هر چند با غيبت ملى پوشان پرسپوليس استارت خواهد خورد مى تواند فرصتى مناسب براى بازسازى بدنى و برطرف كردن مشكلاتى است كه باعث شده پرسپوليس نسبت به نيم فصل اول سال قبل ۷ امتياز به عقب برگردد! مسأله اى كه براى تيمى كه داعيه قهرمانى دارد موضوع خوشايندى نيست.


***جدا از از اين مسأله موضوعى مى تواند به افشين پيروانى و همكارانش كمك كند تا در ادامه راه امتيازات از دست رفته را جبران كند، بررسى مسائل روحى و روانى تك تك بازيكنان اعضاى تيم از يك سو و موشكافى علل و عواملى كه باعث شده روحيه كلى تيم دستخوش فراز و نشيب قرار گيرد است. فرصت به وجود آمده هر چند كوتاه است اما مى تواند گره اى از مشكلات فعلى پرسپوليس به عنوان يكى از پرطرفدارترين تيم هاى ايران باز كند.

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 17:53 توسط آرش جان| |

كريمى كاپيتان شد
على كريمى در غياب كريم باقرى كه به دليل سه اخطاره بودن در بازى حضور نداشت بازوبند كاپيتانى قرمزپوشان را بر بازوان خود ديد، البته بعد از تعويض كريمى، حسين بادامكى اين مسئوليت را عهده دار شد.جلسه كادر فنى پرسپوليس در هتل
جلسه كادر فنى پرسپوليس روز جمعه شب در هتل محل اقامت اين تيم برگزار شد. در اين جلسه ۲ فيلم از بازى تيم فوتبال پاس همدان آناليز شد و افشين پيروانى در خصوص نقاط ضعف و قوت پاس با تك تك بازيكنان گفت وگو كرد.ايوان پترويچ به همدان نرفت
ايوان پترويچ كه به دليل مصدوميت نمى توانست پرسپوليسى ها را همراهى كند قرار بود صبح ديروز عازم همدان شود اما به دليل پيگيرى فيزيوتراپى، پروازش به همدان در دقيقه ۹۰ لغو شد.جاى خالى خوردبين روى نيمكت
محمود خوردبين كه به عنوان سرپرست، تيم پرسپوليس را در همدان همراهى نمى كرد قرار بود مرتضى ضرابى مسئوليت او را در اين بازى عهده دار شود و در جلسه هماهنگى پيش از مسابقه كارت ويژه او صادر و هماهنگى لازم به عمل آمد اما از طرف سازمان ليگ و مسئولين برگزارى مسابقات ليگ برتر با نشستن او روى نيمكت مخالفت شد.تجمع پشت درهاى بسته
شمار زيادى از تماشاگران به دليل پر شدن ظرفيت ورزشگاه پشت درهاى بسته تجمع كردند. نكته جالب در اين زمينه كه در دقيقه ۵۶ و با وساطت كاظم اوليايى درهاى ورزشگاه باز شد و عده زيادى از تماشاگران وارد ورزشگاه شدند و جمعيتى اضافه بر ظرفيت در ورزشگاه قرار گرفت كه همين مورد باعث ايجاد بى نظمى در محيط ورزشگاه شد.محمد علوى با شماره ۵۵
محمد علوى، بازيكن تيم پاس كه هميشه با شماره ۱۵ بازى مى كرد در اين مسابقه به دليل اينكه جوزف اديشون اين پيراهن را به تن داشت مجبور شد با پيراهنى كه شماره ۵۵ بر پشت آن حك شده بود بازى كند.درگيرى بازيكنان پرسپوليس و پاس همدان
در دقايق پايانى مسابقه حركت خطاى اميد خورج بر روى عليرضا حقيقى باعث ايجاد درگيرى بين بازيكنان ۲ تيم شد كه رحمان رضايى و مازيار زارع بشدت به اين حركت واكنش نشان دادند. اميد خورج به دليل اين خطا و دريافت كارت زرد دوم از زمين مسابقه اخراج شد.اولين حضور رحمان در ليگ برتر
رحمان رضايى، مدافع تيم پرسپوليس تهران براى نخستين بار پس از بازگشت به ليگ برتر از دقيقه نخست اين مسابقه در تركيب تيم پرسپوليس حضور داشت.صميميت در ميان سياه پوستان ۲ تيم
بعد از پايان مسابقه، ابراهيم توره از پرسپوليس و جوزف اديشون با يكديگر گفت وگويى صميمى انجام دادند و لباس هايشان را با يكديگر تعويض نمودند.بدقولى پاسى ها
تيم پاس همدان وعده داده بود كه با تهيه يك دستگاه اتوبوس در مقابل ورزشگاه دستگردى خبرنگاران و عكاسانى كه خواهان حضور در ورزشگاه قدس هستند را به همدان ببرد اما بدقولى پاسى ها مانع اين امر شد و خبرنگاران و عكاسان خودشان را با وسيله شخصى به همدان رساندند.

085068.jpg


گفت وگوى صميمى در ميان اعضاى تيم ها
پيش از شروع مسابقه، على كريمى با منصور پورحيدرى و نيكبخت با وينكو بگوويچ گفت وگوى كوتاه و صميمى را انجام دادند ضمن اينكه محمد علوى و جواد شيرزاد با رفتن به طرف پيروانى از او رخصت گرفتند.عليرضا حقيقى و مامانى هم دقايق كوتاهى خوش و بش كردند.اعتراض آركينوف به تعويض
شهباز آركينوف كه در نيمه دوم تعويض شد به نشانه اعتراض به سمت بازيكن جايگزين نرفت و مستقيم راهى رختكن شد و بر روى نيمكت قرار نگرفت.حواشى كوتاه
بازى با ۳ دقيقه تأخير آغاز و پيش از مسابقه مراسمى جهت عيد غدير برگزار شد. تيم پاس همدان براى اولين بار در اين ورزشگاه بازى را از سمت راست آغاز كرد. ۱۵۰۰ تماشاگر پرسپوليسى از نزديك تيم محبوبشان را تشويق كردند.غايبان پرسپوليس در بازى با ملوان
مازيار زارع و على كريمى به دليل ۳ اخطاره شدن در اين مسابقه قادر به همراهى تيمشان در بازى با ملوان نيستند و اين كار را براى پرسپوليس كه ۲ مهره اصلى را نخواهد داشت، سخت مى كند.كريم باقرى در جايگاه
كريم باقرى كه به دليل ۳ اخطاره بودن در بازى حضور نداشت از جايگاه ويژه نظاره گر بازى تيمش بود.جلوگيرى از ورود ۲ ليدر اصلى پاس به استاديوم
مسئولان ورزشگاه قدس همدان براى اينكه از حواشى احتمالى ديدار پاس مقابل پرسپوليس جلوگيرى كنند از ورود ۲ تن از ليدرهاى اصلى پاس به ورزشگاه همدان جلوگيرى كردند. گويا اين ليدرها در گذشته مشكلاتى را ايجاد كرده بودند.تجمع هواداران و مشكلات براى بازيكنان
تجمع هواداران پرسپوليس مقابل هتل بوعلى باعث شد بازيكنان اين تيم نتوانند به راحتى از هتل محل اقامت خارج شوند. بعد از دقايقى با حمايت نيروى انتظامى اتوبوس بازيكنان از هتل خارج و راهى استاديوم قدس شد.بازيكنان پاس روى سكو منصور احمدزاده، مصطفى چترآبگون و محمد اسماعيل نظرى ۳ بازيكن تيم پاس از روى سكو بازى را نگاه كردند.عابدزاده تشويق شد
احمدرضا عابدزاده، مربى دروازه بان هاى پرسپوليس قبل از شروع مسابقه كه براى گرم كردن دروازه بان تيم به زمين مسابقه آمده بود بشدت از سوى تماشاگران پاس و پرسپوليس مورد تشويق قرار گرفت.فروش بليت ۱۵ هزار تومانى
در ديدار تيم هاى پرسپوليس و پاس به مانند ديدار فصل گذشته شاهد شكل گيرى بازار سياه در محوطه بيرونى ورزشگاه قدس همدان بوديم. شمارى از تماشاگران براى ورود به داخل ورزشگاه بليت هاى ۱۰ تا ۱۵ هزار تومانى خريدارى كردند.پاداش به پاس پيروزى
بازيكنان تيم فوتبال پرسپوليس بابت برد مقابل پاس همدان ۴۰۰ هزار تومان پاداش مى گيرند. مسئولين پرسپوليس قول داده اند در اولين تمرين پرسپوليس اين پاداش را به بازيكنان پرداخت نمايند.بگوويچ نيامد
خبرنگاران حاضر در كنفرانس خبرى كه بعد از اتمام بازى پاس و پرسپوليس به انتظار سرمربى تيم پاس بودند پس از اينكه اين مربى حاضر نشد در كنفرانس شركت داشته باشد اين جلسه را ترك كردند.سنگ اندازى تماشاگران به طرف منصورى
محمد منصورى، هافبك تيم پرسپوليس به هنگام ورود به زمين با سنگ اندازى تماشاگران حاضر در ورزشگاه روبه رو كه همين موضوع با ناراحتى على كريمى هم همراه شد. بازيكنان و كادر فنى پاس با ديدن اين صحنه از تماشاگران خواستند تا به اين كار پايان دهند. نكته جالب اينكه منصورى كه اين حركت تماشاگران برايش بدون توجيه بود به سمت آنها رفت و دليل اين كار را از آنها خواستار شد.تلاش باقرى براى نشستن روى نيمكت
كريم باقرى كه به دليل ۳ اخطاره بودن نمى توانست در اين مسابقه پرسپوليس را همراهى كند پيش از مسابقه تلاش فراوانى را كرد تا بتواند در اين مسابقه بر روى نيمكت قرمزپوشان بنشيند و در اين زمينه با ناظر فدراسيون هم صحبت هايى كرد اما در نهايت با مخالفت او روبه رو شد .


نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 17:46 توسط آرش جان| |


Design By : Night Skin